محمد مهريار
340
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
توت بزرگ و بىمزه و بههرحال از اين معانى خوب و بد كه بگذريم ، جزء دوم آن « انك » علامت نسبت است كه شكل پهلوى واژه است و اگر به صورت فارسى صحيح بنويسيم ، خرانك به صورت خرانه در مىآيد و خرانك صورت ميانه يا پهلوى اين واژه است . توضيح آنكه اكثر صورت « آنه » و « نه » و بالاخره « هاى » غير ملفوظ در جامه و نامه و كامه و خامه ، همهء اينها در صورت اصلى پهلوى آنك ، جامك ، خامك و كامك بوده است كه در مسير تطور از پهلوى به فارسى « كاف » حذف شده ، ولى در مواردى اين « كاف » باقى مانده است . در تعريب به صورت « قاف » درآمده چنان كه در « خرانك » ما هم « خرانه » ( صورت پهلوى ) ، « خرانك » در زبان فارسى باقى مانده و در تعريب خرانق شده است . ناگفته نبايد بگذاريم كه با واژهء « خر » و مخصوصا صورت « خران » در فارسى نام بسيارى از امكنه قرار گرفته است . از جمله ؛ خران ( باختران ، تهران ، شاهآباد ، قزوين ، شوشتر ، خرمآباد و غيره ) و به صورت خرانك ( تهران ) و خرانك ( بيرجند ) و به صورت خرانق در دهستان رباطات يزد داريم كه ارتباط آن را با ساير مواردى كه اجمالا ذكر شد نشان مىدهد . توضيح ديگر اينكه نام خرانه منسوب به خر به شيوهء آريايى نهاده شده است . آرياييان علاقه داشتند امكنه را به اسم حيوانات نام نهند ، چنان كه تقريبا به اسم تمام جانوران ديههايى از بزرگ و كوچك نامبردار مىباشد . « 1 » خرفقان Xarafq n فورا بگوييم كه صحيح اين واژه خرفغان است و نوشتن آن با « قاف » برگرفته از عربى صحيح نيست . اين واژه نام ديهى است بزرگ از دهستان جلگه از شهرستان گلپايگان . در سال 1345 جمعيت آن 569 نفر بوده است كه در حال حاضر بىشك بيشتر است چونكه شكوفايى اقتصادى همهء نواحى گلپايگان بهتر شده و از همين جهت جمعيت آن نيز بيشتر است . براى واژهشناسى و تاريخچهء جغرافيايى اين ديه رجوع كنيد به واژهء گلپايگان . ناحيت گلپايگان و مضافاتش از روزگاران كهن مركز سكونت اقوام ايرانى بوده و دليل آن وجود نامهاى كهن مثل خود گلپايگان ، همين نامواژهء ديه ما ، استهلك ، ملازجان ، وانشان ، آزادان ، نيوان و غيره است « 2 » و
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژهء شيرنان ، فيلى ، مورنان ، مورگان ، مورچهخوار و آهوان در فرهنگها . ( 2 ) - ن . ك . به : اين نامواژهها در همين فرهنگ .